مرتضى راوندى

552

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و اهل غيث و فساد پاك باشد ، و مردمان در كنف امان و سلامت مىتوانند گذشتن و با دزدان و راهزنان در اقامت حدود و تقديم حكم سياست محابا و مدارا روا ندارند ، و اتفاق و موافقت و مشاورت قضات اولو الالباب آنچه مفروض است دربارهء ايشان بجاى آرد ؛ كما قال - اللّه تعالى : إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ . . . » سعدى به دلهره و نگرانى تجار و سرمايه‌داران در راههاى ناامن قرون وسطى اشاره مىكند - آنجا كه مىگويد : سعديا سرمايه‌داران از خلل ترسند و ما * گر برآيد بانگ دزد از كاروان آسوده‌ايم در كتاب التوسل الى الترسل كه در دورهء علاء الدين تكش خوارزمشاه نوشته شده است ، در مورد مراقبت از راههاى ارتباطى ، چنين تعليم مىدهد . « و بفرمايد تا در حراست راههاى آن اقطاع و تنظيف آن ، از قطاع هيچ دقيقه مهمل نگذارند . . . و خوب نامى آن فرزند را به اعزاز و تبجيل ابناء السبيل تسجيل كنند و در حمايت جان و مال ايشان ، حسن رعايت مبذول دارند و جايز نشمرند كه فتنه شايع و مال مسلمانان ضايع شود ؛ چه كه رهگذريان ، پيكان رايگان و بىمزد ، و ثناگويان بىعوض باشند . شكر و ثناء ايشان در اقطار آفاق گيتى بدرقهء نام خوب و ذكر جميل شود . و هيچ مردم كامل عقل و صائب رأى ، از پيكان رايگان اندك حمايت دريغ ندارد و با ثناگويان بيطمع ، به لطف عنايتى مضايقتى نكند . » « 1 » در جاى ديگر از كتاب التوسل مخصوصا به اهميت امنيت راهها در حسن جريان امور اقتصادى و سياسى اشاره شده است . « . . . و فرموديم تا در حفظ و حراست راهها بروفق عقل و كياست ، احتياط و سياست بجاى آرد و تنظيف آن از دزدان و مفسدان واجب دارد و حفظ مسالك از لوازم ضبط مملكت داند و بازرگانان و ابناء و سبيل را به هيچ سبيل ، ناخوشدل و مشوش خاطر نگذارد ؛ چنان كه اموال و دماء ايشان از نهب و غارت مأمون باشد ؛ چه ايشان پيكان رايگان و ثناگويان بىطمع باشند . ذكر خوب از حكايت منتشر شود و نام بد از شكايت ايشان ساير گردد . » « 2 » نظرى كلى به راههاى ايران بعد از اسلام لسترنج در جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ضمن توصيف خصوصيات اجتماعى و اقتصادى شهرهاى ايران ، از راههاى اصلى و فرعى كه بلاد مختلف هر استان را به استان ديگر پيوند مىداد ، بتفصيل سخن مىگويد و با استناد به نوشته‌هاى اصطخرى ، ابن حوقل ، مقدسى ، ناصرخسرو ، ابن رسته ، قدامه ، حمد اللّه مستوفى و ديگران ، وضع طبيعى ، جغرافيايى و اقتصادى و معابر هر منطقه را براى علاقه‌مندان روشن مىكند . از جمله ، راجع به راههاى خراسان ، مىنويسد : « راههاى كه از خراسان و قهستان مىگذشت يكى شاهراه بزرگ خراسان بود كه از آن طرف بسطام ، داخل خاك خراسان مىشد . و از آنجا تا نيشابور دو شاخه مىگشت : راه شمالى يعنى

--> ( 1 ) . التوسل الى الترسل ، پيشين . ص 36 . ( 2 ) . همان . ص 13 .